پسر افغان دو ماه قبل در تهران دختر مورد علاقهاش را به قتل رساند و جسد او را در باغچه محل کارش دفن کرد و به افغانستان گریخت. پلیس اینترپل به دستور بازپرس جنایی با هماهنگی پلیس شهر هرات افغانستان مخفیگاه متهم را شناسایی و وی را بازداشت کردند. قاتل در بازجوییها به قتل اعتراف کرد. جوان آنلاین: اواسط آبان ماه امسال، مأموران پلیس تهران با شکایت مرد میانسالی از گمشدن ناگهانی دختر ۲۵ سالهای به نام نوبهار با خبر شدند و تحقیقات خود را درباره این حادثه آغاز کردند.
پدر دختر گمشده به مأموران گفت: «چند سال قبل همراه خانوادهام از افغانستان برای کار به ایران آمدیم. در یکی از خیابانهای جنوب تهران خانهای اجاره کردیم و من شروع به کارگری کردم. همسرم و فرزندانم کاری نداشتند و همیشه در خانه بودند. ساعتی قبل از محل کارم به خانه آمدم و متوجه شدم دخترم نوبهار در خانه نیست. مادرش گفت برای دیدن یکی از دوستانش از خانه بیرون رفته، اما برنگشته است. تلفن همراهش هم خاموش است و بستگان و دوستان هم خبری از او ندارند و احتمال میدهیم برای دخترم اتفاق بدی رخ داده باشد و نگرانیم.»
رابطه پنهانی
با ثبت شکایت مرد افغان تیم زبدهای از کارآگاهان مبارزه با آدمربایی پلیس آگاهی پایتخت به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تحقیقات خود را درباره این حادثه آغاز کردند. بررسیهای فنی نشان داد نوبهار از مدتی قبل با پسر جوانی به نام مراد ارتباط پنهانی داشتهاست. آنطور که مأموران در بررسی تلفنها و پیامهای آنها فهمیدند نوبهار و مراد که هر دو اهل افغانستان هستند، یک سال قبل در فضای مجازی با هم آشنا میشوند و بعد ارتباط پنهانی آنها شروع میشود.
جواب رد خواستگاری
ارتباط پنهانی آنها مدتی ادامه داشت، به طوری که خانواده نوبهار متوجه این رابطه میشوند و تلاش میکنند ارتباط دخترشان را با مراد قطع کنند. پس از این مراد به خواستگاری نوبهار میرود، اما از خانواده او جواب رد میشنود. با به دست آمدن این اطلاعات خانواده نوبهار هم ارتباط دخترشان را با مراد تأیید کردند و گفتند، چون مراد سرایدار بوده و حقوق کمی داشته به خواستگاریاش جواب رد دادهاند.
فرار متهم
دلایل و شواهد همگی حکایت از آن داشت مراد از سرنوشت دختر گمشده با خبر است و مأموران برای بررسی موضوع به محل کار او در ساختمان مسکونی در فرمانیه رفتند، اما دریافتند مظنون همان روزی که نوبهار گمشده محل کارش را ترک کرده و دیگر بازنگشته است. همچنین در بررسیهای بعدی مشخص شد مراد پس از فرار دوربینهای مداربسته محل کارش و حافظه آن را هم با خودش بردهاست. از سوی دیگر دوربینهای مداربسته اطراف ساختمان مسکونی ورود دختر جوان را به ساختمان ثبت کردهبودند، اما خروج آن را نه و فقط نشان میداد مراد چند ساعت بعد به تنهایی و سراسیمه همراه چمدان بزرگی از ساختمان خارج شدهاست.
ورود پلیس اینترپل
پازلهای به دست آمده از معمای گمشدن مرموز دختر جوان، فرضیه حادثه خونین را برای مأموران قوت بخشید و تحقیقات به دستور قاضی سالار صنعتگر، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران وارد مرحله تازهای شد تا اینکه مأموران رد متهم را در هرات افغانستان به دست آوردند، بنابراین با دستور قاضی پرونده تیمی از مأموران پلیس اینترپل برای دستگیری متهم وارد عمل شدند.
بازداشت در هرات
مأموران در مکاتبه با پلیس هرات، مشخصات متهم را در اختیار پلیس بینالملل آن شهر قرار داد و پلیس آنجا هم چند روز قبل مراد را در مخفیگاهش شناسایی و بازداشت کرد. متهم پس از انتقال به اداره پلیس ابتدا با تناقضگویی جرم خود را انکار کرد، اما وقتی با دلایل و مدارک روبهرو شد به قتل دختر مورد علاقهاش اعتراف کرد.
آشنایی خونین در اینستاگرام
وی در توضیح ماجرا گفت: «هفت سال قبل از افغانستان برای کار به ایران آمدم. ابتدا در چند ساختمان مسکونی در حال ساخت کارگری میکردم تا اینکه دو سال قبل به عنوان سرایداری ساختمان مسکونی در فرمانیه استخدام شدم. مدتی قبل در اینستاگرام با نوبهار آشنا شدم و وقتی فهمیدم او همولایتیام است، با او ارتباط تلفنی و پیامکی برقرار کردم. ارتباط ما ادامه داشت تا اینکه به هم علاقهمند شدیم. هر روز که میگذشت ما بیشتر عاشق و دلباخته هم میشدیم.»
وی درباره روز حادثه گفت: «چند ماه قبل به خواستگاریاش رفتم، اما خانوادهاش مخالفت کردند، اما ارتباط ما قطع نشد و امید داشتیم به هم برسیم. خیلی تلاش کردم از خانوادهاش جواب مثبت بگیرم، اما آنها میگفتند من سرایدارم دخترشان را به من نمیدهند. روز حادثه نوبهار را برای صحبت با هم به اتاق سرایداریام کشاندم. از او خواستم با هم فرار کنیم و بعد با هم ازدواج کنیم، اما او قبول نکرد و گفت دوست ندارد خانوادهاش را ترک و با من فرار کند. خیلی اصرار کردم، فایدهای نداشت و با هم درگیر شدیم. عصبانی شدم و او را با چاقو به قتل رساندم.»
دفن جسد در باغچه
قاتل در ادامه گفت: «وقتی نوبهار خونین مقابل چشمانم روی زمین افتاد، تازه متوجه شدم چه حادثه خونینی رقم زدهام. خیلی ترسیدم و نیمه شب در باغچه محل کارم گودالی کندم و جسد را دفن کردم. سپس برای اینکه ردی از خودم به جای نگذارم دوربینهای مداربسته و حافظه آن را سرقت کردم و به افغانستان گریختم. تصور نمیکردم در هرات شناسایی و بازداشت شوم.»
کشف جسد
با اعتراف متهم، مأموران صبح دیروز دوشنبه بیست و دوم دی ماه به دستور قاضی سالار صنعتگر به محل حادثه رفتند و جسد دختر جوان را کشف و برای انجام آزمایشهای لازم به پزشکی قانونی منتقل کردند. همچنین قاضی پرونده به مأموران پلیس اینترپل دستور داد پس از هماهنگی با پلیس شهر هرات متهم را برای ادامه تحقیقات و محاکمه به تهران منتقل کنند. تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد.